حال و احوال من
گاهی اوقات هر چیزی کوچکی حالت رو خوب میکنه
از یه هوای خوب تا وجود یه دوست خوب در کنارت
تا یه سفر خوب
گاهی اوقات انگار همه چیز دست به دست هم میدهند حالت خوب شود
و گاهی
همه چیز دست به دست هم میدهند حالت رو بد کنن
سفر ب کربلا
با وجود دو تا جوجه
ک هر کدوم سختی های خود را دارند نمیدونم جز کدوم دسته است
همه بهم میگن دست پر برگرد
همه شفای انیتا رو میخوان
انشالله ک نظری کنن
خیلی وقته نمیتونم بنویسم
اصلا نه حسش بود نه وقتش
اما دلم برای حال و هوای وبلاگیم تنگ بود
خیلی چیزا تو این چند ماه تغییر کرد
انیتا مثل گذشته تا اول اسفند خوب بود و از اول اسفند تشنج ها شروع شد
تو 24 فروردین بردم پیش دکتر محولاتی داروها رو تغییر داد و گفت نوارش افتضاحه
وجود اتریسا واقعا ب حال و روزمون انرژی داد
اتریسا از اواخراسفند چاردست و پا رفت
از فروردین خودش نشست
خیلی وقتا خودش با اسباب بازی هاش بازی میکنه
و حتی با انیتاهم دوست داره بازی کنه
خودم تو بارداریم مشکل مچ پا پیدا کردم
ک این روزا شدیدا درگیر دکترم
و احتمالا جراحی بخواد چون تبدیل به چندتا کیست شده
ک بعداز کربلا باید کارش رو انجام بدم
از بعد از تعطیلات عید درگیر گزینش پرستار بودم برا بچه ها
چون 15 اردیبهشت مرخصی 9 ماهه به پایان میرسه
شکر خدا یه دوستی زحمت بچه ها رو قبول کرده و 10 روزی هست میاد تا بچه ها بهش عادت کنن
هفتم عازم کربلا هستم
برایم مثل همیشه دعاکنید.


حال و احوال من 




